بهانه ی بهار
عجب چیزیه این زبون، نمایشگاه همه رذائله. مثل درختیه که ریشش تو رذائل وجود مثل حسد، عقده، ریا، تکبر،... غیره است و شاخه وبرگش متلک و غیبت و دروغ و تهمت. همزمان باید بیفتی به جون ریشه و شاخه با هم. چقدر آدمهای ساکت دوستداشتنیاند، درونشونم آرومتر از بیرونشونه.
نوشته شده در شنبه 92/11/12ساعت
3:3 عصر توسط بهار| نظرات ( ) |