بهانه ی بهار
مادربزرگ مدتیه چشماش کم سو شده، دیگه لکه های چربی رو دیوار نمیبینه. دنیا براش قشنگتر شده. میگن عشقم با آدم این کار رو میکنه، الحب یعمی و یصم، عشق آدمو کر و کور میکنه. چشمام رو تار میکنم، کم کم میبندم. توی گوشام پنبه میزارم که چیزی نشنوم. خودم رو به عاشقی میزنم و با خیالت زندگی میکنم. حالا هرکی میخواد بیاد هرکی میخواد بره. هرکی میخواد هرچی میخواد بگه... من نگاهم به توئه مولا
نوشته شده در یکشنبه 92/12/4ساعت
1:50 صبح توسط بهار| نظرات ( ) |