بهانه ی بهار
بهار کوچولوی ما این روزها خیلی بهونه میگیره، میخواد چاردستوپا بره ولی نمیتونه. همه مراحل زندگی همین طوریه، برای رفتن به مرحله بعد باید به یه بلوغی برسی از لحاظ ذهنی، طلب مرحله بعد رو بکنی و بعد توانایی فیزیکی اون مرحله رو به دست بیاری. شاید یکی از دلایلی که میگن دعا کنین هم همین باشه، دعا بلوغ فکری میاره. اللهم عجل لولیک الفرج خیلی کارای خدا جالبه، همیشه لزوما نمیتونی از اون حسابی که پول ریختی توش برداشت کنی، باید بری از یه حساب دیگه برداشت کنی. مثالش همین نیکی به پدر و مادره، حدیث داریم که اگه میخوای بچههات بهت نیکی کنن، به پدر و مادر خودت نیکی کن. من خیلی مصداق پیدا کردم برای این حدیث تو دور و برم. سرمایه بعضی آدمها پولشونه، سرمایه بعضیها آبروشونه، سرمایه بعضیها بچههاشونه، سرمایه بعضیها عبادتشونه، سرمایه بعضیها... سرمایه من چیه؟ نکنه تو انباری که سرمایم رو گذاشتم موش افتاده باشه. امروز دوستم میگفت برادرش اربعین رفته بوده کربلا، تو راه تو یکی از چادرها یه زنه رو عقرب نیش میزنه، نگاه میکنن میبینن کلی نارنجک و ابن جور چیزا به خودش وصل کرده. از اون تکفیریها بوده که میخواسته ناهارش رو تو بهشت با پیامبر بخوره ولی مستقیم سرازیر شده تو جهنم. اتفاق عجیبی بوده این اربعین، تو این شلوغی سوریه و عراق، هیچ عملیات تروریستی اتفاق نیفتاد. جز خدا چه کسی حافظ این مردم بود. خدایا این روزها حافظ دل مولامون هم باش. میسپریمش به خودت. خدایا دشمنای حضرت رو نه، دشمنی با حضرت رو از بین ببر. چه تو دل من، چه تو سوریه.
دوستان دلتون بسوزه، ما بدون اینکه روحمون خبر داشته باشه جزء اقشار پولدار جامعه محسوب شدیم و سبد کالا بهمون تعلق نمیگیره. ایشالله قسمت شما و خانواده. بازم خدا رو شکر به یه عده اینشم رسید. باید برم ببینم تو حکومت علی هم سهم همه از بیت المال یکی بوده یا فرق داشته؟ یکی میلیاردی، یکی هم هیچی